آدم را پرسیدند که:

 

« از روزگارعمرت کدام وقت خوشتر بود؟ »

 

گفت: « آن دویست سال که برسنگی برهنه نشسته بودم ،

 

و درفرقت بهشت نوحه و گریه می کردم.»

 

گفتند: « چرا؟ »

 

گفت: « زیرا که هر روز بامداد جبرئیل آمدی گفتی

 

ملک تعالی می گوید: ای آدم ، بنال ،

 

که من که آفریدگارم ناله و نوحه ی تو دوست می دارم. »

 

                                        " حسین بن منصور حلاج "